همه مادربزرگها نوه هاشون و دوست دارن

همه مادربزرگها خیلی مهربونن

همه مادربزرگها شبها وقتی نوه هاشون می ترسن میرن پیش اونا می خوابن و واسه اشون قصه میگن

همه مادر بزرگها به نوه هاشون شکلات و چیزهای خوشمزه میدن مادربزرگها یواشکی اتاق نوه هاشون و مرتب میکنن

هرچقدر هم که آدم بزرگ بشه برای مادربزرگ همون بچه کوچولویی هست که اولین بار بغلش کردن

بمیرم الهی مادر بزرگ من دیگه نیست.... 11 روز که رفته و من دیگه هیچوقت نمی تونم

ببوسمش و به این خاطر احساس بدبختی میکنم چقدر من بدون اون تنهام...

/ 4 نظر / 2 بازدید
نازنین

درود خیلی خیلی متاسفم امید وارم بتونی خوب تحمل کنی این غمو چون می دونم خیلی سخته[گریه][گریه][گریه]

نسرین

تسلیت می گم من هیچکدوم از مادر بزرگام رو ندیدم و همیشه از اینکه بقیه از مادربزرگاشون تعریف می کردن خیلی غصه می خوردم. از وقتی که حمیدرضا اومد منم صاحب مامان بزرگ شدم . عزیزم می فهمم که چقدر سخته چون من یگانه پدربزرگم رو دو ساله از دست دادم دلم براش خیلی تنگ شده هنوز بعد از دو سال دلم کلی هواشو می کنه خدا بهت صبر بده عزیزم می دونم هیچ وقت خاطرات و خوبیهاش از یادت نمی ره مخصو صا اگر تا آخرین لحظات در کنارش باشی

فاریا

[ناراحت] تسلیت میگم [ناراحت]