سلام

یه عالمه غر دارم

اه اه اه چقدر بده آدم احمق جلوه کنه آخه چرا باید اون روز به خاطر یه کم دوده حال من بهم بخوره؟

آخه یه قطره ماست که اشکالی نداشت این همه حول شدن واسه چی؟ به هر حال بهتر از ریختن یه کاسه ماست بود

وای خدایا چرا باید اینجوری بشه چرا همیشه یه چیزی هست که حال آدم و بگیره؟ حالا با این همه احساس بد چیکار کنم؟ هیچ برنامه ی متنوع ای نیست؟02.gif

/ 4 نظر / 5 بازدید
مجتبی

سلام............... وبلاگ با صفايی داريی مطالبت هم جالبه انقدر غر نزن حیف میشی بخدا اميدوارم هر روز هم بهتر بشه اگه خواستی پيشم بيا خوشحال می شم

کبراط

چی شده ؟ ماست خوردی به جای بوغ / دوغ زدی ؟! به خدا من که داداشتم هيچی نفهميدم بقيه که عمرا !

آرش

سلام.خوبی.بابت کارتها ممنونم.خیلی خیلی خوشگل هستند و من همشون رو به دیوار محل کارم زدم.انشاالله که بتونم جبران کنم.خوب مسافرت چطوره.خوش میگذره یا نه.بازم غرغر ها شروع شد که.ولی میدونی چیه اصلا فکر نمیکردم که اینقدر ساکت و خجالتی باشی.ولی الان میدونم که دلت خیلی پاک و زلاله و در ضمن خیلی هم نازک و نارنجی هستی.[نیشخند].شوخی کردم بابا...نزنی و لهمون کنی......خوش بگذرون که این مسافرتها همش خاطره است.